سلام بر ماه خدا

دستم را بالا گرفتم و گفتم: خدایا...حال نکردم

سرم را بالا گرفتم و دوباره گفتم خدایا...

باز حال نداد

چشم هایم را باز کردم . سقف اتاق را دیدم که گچبری شده بود. رفتم توی بالکن.

دست ها بالا. چشم ها رو به آسمان. باز هم:خدایا...

سحر اول ماه رمضان بود و من با خودم درگیر شده بودم.

یک چیزی یادم رفته بود که صدا زدنت به دلم نمینشست.

قرآن کوچکم را باز کردم. میدانی چه آمد؟

((نحن اقرب الیه من حبل الورید))

نمیدانم چرا توی آسمان دنبالت میگشت.

برگشتم داخل اتاق. نشستم و سرم را پایین انداختم. چشم هایم را بستم و دست هایم را هم روی زانو گذاشتم. اشتباه میکردم:

(( تو را توی خودم باید جستجو میکردم! ))

 

/ 8 نظر / 13 بازدید
پرتال تبلت ایرانیان

پرتال جامع تبلت ایرانیان ( 1st. Iranian Tablet Portal ) www.Tabletir.com Admin@tabletir.com *********************************** اخبار، دانلود، بررسی های تخصصی... www.TabletIR.com صحفه اصلی پرتال www.Forum.TabletIR.com تالارگفتگو پرتال برای تبلیغات با ما تماس بگیرید : Ads@TabletIR.com

[گل]

فاطمه

سلام.خیلی قشنگ بود ممنون[گل]

h.m

salam kheili matalebetuno ziba hast,mamnun.

محسن

خیلی قشنگ بود .افرین

sahare

amirhosseine aziz matne besyar zibaei bod vaghan lezat bordam <3

sahar

amirhosseine aziz matne besyar zibaei bod vaghan lezat bordam <3

س

ziba bod afarin