نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
 مثل آسمانی که امشب می بارد....
 و اینک باران
 بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
 و چشمانم را نوازش می دهد
 تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ٤:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرحسین مهدوی | نظرات ()

مترسک ناز می کند
 کلاغ ها فریاد می زنند
 و من سکوت می کنم....
 این مزرعه ی زندگی من است
 خشک و بی نشان



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ٤:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرحسین مهدوی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.